وبلاگ ذهن کودکان در خط آتش



کتابخوانی دختران (سه خواهر)، جنی مونتینی

هی، آن بچه ها را رها کن تا رویاپردازی کنند و بازی کنند
ترزا فلورس، دکتر


من از دیواری بین ما و مخاطبانمان بسیار آگاه شدم و بنابراین این رکورد به عنوان بیان این احساسات شروع شد. در یکی از کنسرت ها در سال 1977 یک طرفدار به روی صحنه دعوت شد و طرفدار آب دهان راجر را به صورتش انداخت. این باعث شد راجر از طرفدارانش فاصله بگیرد و دیواری بسازد. به گزارش گروه موسیقی، «دیوار» سدی است که در طول زندگی‌مان می‌سازیم و «آجرهای دیوار» آدم‌ها و اتفاقاتی هستند که ما را به درون و از دیگران دور می‌کنند.
(واترز، آر. (1979) «مصاحبه با تامی ونس» pinkfloydz.com)


کودکان امروزی باید از لحظه تولد در فضای عدم اطمینان و ناامنی حرکت کنند. کودکانی که توسط جهانی تکان خورده توسط تهدیدات فجایع آب و هوایی، بیماری های همه گیر و جنگ ها احاطه شده اند، زیر بار خواسته های بی امان کارآمدی، کمال و موفقیت هستند. این فشارها آنها را مجبور می کند که دائماً از خود سبقت بگیرند و فضای کمی برای لذت های ساده نگاه کردن، احساس کردن و کاوش در دنیای حسی خود از طریق تفکر و بازی باقی می گذارند. 

موضوعات محبت کودک - والدین آنها و عزیزان اطراف - به طور فزاینده ای ناپایدار، پراکنده و متناوب می شوند و تلاش زیادی برای حفظ حس تداوم در دنیایی که با عدم اطمینان مشخص می شود، می طلبد. کودکان نه زمان و نه آرامش لازم برای ایجاد روابط اولیه باثبات را تجربه می کنند که باعث رشد و راه های مطمئن برای کاوش در محیط اطراف آنها با اطمینان و کنجکاوی برای ناشناخته ها می شود. موانع دفاعی برپا می‌شوند، دیوارهایی بین خود و دیگری مستحکم می‌کنند، یا، به‌عنوان جایگزین، این عدم ارتباط را تا جایی عادی می‌کنند که شباهت‌ها و تفاوت‌ها دیگر تشخیص داده نمی‌شوند. 

فقدان رابطه محبت آمیز و محتاطانه با عزیزانشان، توانایی تغییر درد و رنج و خشونت آشفتگی درونی و بیرونی را که آنها را فرا می گیرد، از کودکان سلب می کند. از سنین پایین، این کودکان مجبور می شوند تا با زندگی آشفته و بی ثبات والدین خود که به طور فزاینده ای نقش آموزش، اعم از احساسی و تحصیلی را به معلمان محول می کنند، ادامه دهند. با این حال، در مدرسه، از آنها انتظار می رود که نسبت به آنچه معلمانشان به آنها می گویند آرام و پذیرا باشند. آشفتگی ذهنی و جسمی حاصل، همراه با در دسترس نبودن کسانی که از آنها مراقبت می کنند، منجر به تشخیص ADHD و استفاده از دارو می شود. 

کودکان برای رویاپردازی به زمان نیاز دارند. آنها به زمان نیاز دارند تا دنیای اطراف خود را کاوش کنند تا بتوانند تجربیات و احساسات را بیندیشند و جذب کنند. با این حال، آنها برای برآورده کردن خواسته های اطراف خود عجله دارند. این سؤالات مهمی را در مورد تمایز بین یک کودک سرزنده و هوشیار و کودکی که بیش فعال تشخیص داده شده است، ایجاد می کند. 
شکنندگی نفس کودک و ناتوانی آنها در بازنمایی روانی تجربیات عاطفی، مکانیسم های دفاعی مختلفی را برمی انگیزد و کودکان را وادار می کند که از طریق تحریک و پرخاشگری یا از طریق گوشه گیری و انزوا از خود محافظت کنند. گاهی اوقات آشفتگی عاطفی، عناصر β (بیون)، که بر آنها چیره می شود، از طریق بدن تخلیه می شود، چه به دلیل بیماری روان تنی یا با رفتار منحرف. اغلب این رفتارها مانند چوب پنبه عمل می کنند و از سرریز شدن نفس جلوگیری می کنند. گاهی اوقات، نفس از طریق رفتارهای ضد اجتماعی تخلیه می شود. هیجان گاهی احساس کاذب رضایت می دهد و خلأ محبت، تعلق و محافظت را پر می کند. این عملکرد  والدین (Bion) است که توسعه ظرف و ظرفیتی را برای دگرگونی ابتدایی‌ترین احساسات ممکن می‌سازد و منجر به ساختار یک حس عمیق هویت می‌شود.

دنیای مجازی بازی های ویدیویی برای برخی به عنوان پناهگاهی از واقعیت غیرقابل پیش بینی زندگی روزمره عمل می کند. ما شاهد این افزایش در دوران اوج همه گیری جهانی کووید-19 بودیم. در بازی‌های ویدیویی، کودکان می‌توانند واقعیتی خارق‌العاده را بیابند که در آن می‌توانند ابعاد کوچک، شکننده و درمانده خود را انکار کنند و به آن‌ها اجازه می‌دهد نقشی قادر مطلق - نقش قهرمان - را بر عهده بگیرند و موقتاً از احساس اضطراب، رها شدن، شکنندگی، تنهایی فرار کنند. و مرگ این دنیای مجازی به یک پناهگاه اغوا کننده، امن، دنیای راحتی و قدرت مطلق تبدیل می شود و توهم ثبات را منتقل می کند. 

جان، جوان بیست و هشت ساله‌ای که در دنیای مجازی به دنبال آرامش می‌گشت، نشان می‌دهد که چگونه بازی‌های ویدیویی به او اجازه می‌دهند تا احتمال وقوع تراژدی را در زندگی‌اش انکار کند: «دوست دارم باور کنم که زمان می‌تواند ثابت بماند، والدینم. جاودانه هستند من هرگز هیچ تراژدی را تجربه نکرده ام. هیچ کس در اطراف من نمرده است. دوست دارم باور کنم که پیر نمی شوم... اما این غیرممکن است و حالا دیگر خیلی پیر شده ام... طوری در مورد خودم صحبت می کنم که انگار یک مرد هستم، اما یک بچه هستم. 

این تصویر کوتاه به وضوح وجود یک تراژدی ناشناخته را در زندگی این جوان نشان می دهد. او قادر به غلبه بر کدام «تراژدی» نبود و چه چیزی باعث شد که به دنیای مجازی بازی های رایانه ای پناه ببرد؟

میلنر (1952) بازی کودکان را به یک عنصر رشدی حیاتی برای افراد پیر و جوان مرتبط می داند. بازی در بزرگسالان به مثابه «لحظه‌هایی است که شاعر اصلی در هر یک از ما، با یافتن چیزهای آشنا در ناآشنا، دنیای بیرون را برای ما خلق می‌کند». 

بازی امکان کاوش خلاقیت، لطافت و حتی نفرت را در چارچوبی امن فراهم می کند که در آن ترس از تخریب، رابطه یا طرد شدن وجود ندارد. همچنین فضایی را برای حل تعارض از طریق جابه‌جایی، بدون نام بردن یا پرداختن مستقیم به آن، فراهم می‌کند، زیرا انجام این کار ممکن است اثر نفوذ تهدیدآمیز داشته باشد، که کودک به دلیل شدت آسیب‌زا بلافاصله به آن واکنش نشان می‌دهد. 

بازی نیاز به زمان دارد: زمان برای ایجاد فضایی که چندین داستان مختلف ممکن است میزانسن باشند. با این حال، گاهی اوقات، آشفتگی عاطفی درونی بر ظرفیت کودک برای مهار و یافتن معنا غلبه می کند و تنها راه رهایی از آن است، چه از طریق خشونت علیه دیگران یا خود. نکته مهم، در اینجا، داشتن یک شی یا تحلیلگر است که بتواند خشونت و فرافکنی های بدوی را دریافت کند. 

برگردیم به عنوان این قطعه: من تفسیری استعاری از «آجر دیگری در دیوار» پینک فلوید و راجر واترز ارائه می‌دهم، آهنگی که با این ایده همسو می‌شود که حفظ خود ممکن است محصور درونی را وادار کند. اگر کودکان نمی توانند به دنیای اطراف خود اعتماد کنند، باید راه هایی برای حفظ وجود، اصالت و حساسیت خود در دنیایی که با چالش هایی برای بقا مشخص شده است، بیابند.

"...بازیگوشی در سرتاسر زندگی سرزندگی است و فقدان آن باعث شکل خاصی از مرگ و میر می شود."
(اریکسون، ای. (1972) "اسباب بازی ها و دلایل" نیویورک اد نورتون)


منابع
میلنر، ام (1952). جنبه‌های سمبولیسم در درک نه خود درونی. ج روانشناسی.، (33): 181-194 
وینیکات، دی دبلیو (1975). از طریق اطفال تا روانکاوی، 100:306-315. درپوش XXV. گرایش ضد اجتماعی 1956. کتابخانه بین المللی روانکاوی

ماریا ترزا فلورس، MD
روانپزشک و روانکاو
عضو انجمن بین المللی روانکاوی
عضو کامل و تحلیلگر آموزشی هسته روانکاوی پرتغال (گروه مطالعاتی IPA)
گواهینامه روانکاو کودک و نوجوان از IPA
عضو COCAP اروپا (کمیته IPA در زمینه روانکاوی کودک و نوجوان)
عضو SEPEA (Société Européenne pour la Psychanalyse de l'Enfant et de L'Adolescent)
رئیس مشترک اروپایی COWAP (کمیته IPA در زمینه زنان و روانکاوی)



 بازگشت به وبلاگ ذهن کودکان در خط آتش